X
تبلیغات
رایتل
 

متن زیر گزارش برنامه ای است به سرپرستی مرحوم لیلا اسفندیاری است ، که هیچ وقت فرصت نکرد آن را به اتمام برساند.
به همت لیلا اسفندیاری در تاریخ 7/88  برنامه جهت اکتشاف و بررسی فلات پرو و همچنین یادمانی از جان باختگان غار پرو ترتیب داده شده که جمع زیادی از شما همنوردان در آن شرکت داشتین ، ولی گزارش این برنامه تنها توسط خانم اسفندیاری به صورت مختصر در باشگاه دماوند ارائه شد و هیچ گاه ایشان فرصت  انتشار آن را نیافتند.
طبق برنامه ریزی ایشان کلیه تیم ها گزارش برنامه هایشان جمع آوری شده و قرار بود در یک گزارش جامع منتشر شود که متاسفانه برای ایشان مقدور نشد.
در گزارش ایشان بعضا با جاهای خالی و اسامی کوچک مواجه خواهید شد که به دلیل عدم فرصت خانم اسفندیاری در تکمیل گزارش می باشد.
این گزارش تلنگری است به عقاید و اهداف آن غارنورد فقیه.
ای کاش ما هم بفهمیم که فرصت کم است شاید فرصت نوشتن همین گزارش ناقص را هم نیابیم.
17/5/90
خوشقدم




به نام خدا
چهارمین همایش غارنوردی در ایران
منطقه پراو
کرمانشاه

گامی دیگر در غارنوردی ایران به همت علاقه مندان به غار نوردی حرفه ای در ایران برداشته شد و دستاوردی که در این برنامه شاهدش بودیم امید های بیشتری را برای ادامه کار به وجود آورد وما را اطمینان داد که راه را اشتباه نرفته ایم به امید روز هایی پر بارتر .
در تابستان 86 طی تماسی که با شراره قاضی (از غارنوردانی که در آلمان فعالیت های خوبی دارد ) داشتم به من خبر داد فدی نادر غارنوردی بین المللی داره به ایران میآد وقرار است در هتل استقلال  اقامت کند ومن ملاقاتی با ایشون داشته باشم . دو روز بعد به همراه افشین یوسفی در هتل فدی را ملاقات کردیم . فدی پاور پوینتی را ارائه داد که فعالت هایشان را در کشورهای مختلف مخصوصا در کشور هایی که استعداد غارنوردی زیاد بود نشان داد ، در آخر جلسه ازش خواستیم که این برنامه را در کشور ما هم اجرا کند و فدی هم استقبال کرد واستارت برنامه اکسپدیشن سال 87 در آنجا خورده شد . 2 ماه بعد باز به ایران آمد وبرنامه ایی را به ما ارائه داد و آمادگی خیلی از غارنوردان را اعلام کرد ودر پاییز 87 به همراه گروهی از غارنوردان اهل کرواسی ، بلژیک ، فرانسه ، لبنان ، سوئیس به ایران آمدند که گزارشش را ارائه خواهم کرد . بعد از آن اکسپدیشن که به همت باشگاه دماوند ، انجمن کوهنوردان ایران ، سازمان میراث فرهنگی ، هیئت کوهنوردی استان تهران ، پیشکسوتان غارنوردی ایران و فعالیت بسیار موثر گروهی از غارنوردان مشهد وبه سرپرستی جواد نظام دوست انجام شد، طی جلسات مختلف به این نتیجه رسیدیم که باید اطلاعات به دست آمده را به همه علاقه مندانی که به دلایل مختلف نتوانسته بودند در این برنامه شرکت کنند را ارئه دهیم. بر گذاری همایش در شهر های مختلف نتیجه این جلسات بود.
 اولین همایش غارنوردی با موضوع نقشه کشی در غار وSRT  وعکاسی در غار برگزار شد وتعداد بیشتری از افراد علاقه مند با این سیستمها آشنا شدند ودومین همایش در تبریز با موضوع قبلی برگزار شد وباز هم علاقه مندان بیشتری را جذب کرد واین دو برنامه دستاورد خوبی بودند از اولین اکسپدیشن در ایران .
سومین همایش که چهارمین برنامه دراین سلسله بود با تایید اعضاء قرار شد در کرمانشاه انجام شود واما با موضوعی متفاوت که در اکسپدیشن با آن آشنا شده بودیم .
چهارمین برنامه با موضوع جستجو برای پیدا کردن غار (explore  ) در بین اعضاء تایید شد وحدود 1.5 ماه فرصت برنامه ریزی داشتیم.


طی تماسی که با یوسف سورنی نیا داشتم پیشنهاد یک برنامه چند نفره را برای جستجوی غار داد با بررسی در باشگاه دماوند تصمیم گرفتیم برنامه را بزرگتر کنیم وبا دعوت از غارنوردان علاقه مند در این بخش تجربه ایی را به دست بیاوریم هر چند کوچک . با توجه به محدودیت نفرات که داشتیم (در همین زمان تعدادی از دوستان فعال در این عرصه عازم لبنان برای غارنوردی وکسب تجربه بودند ) تقسیم کار کردیم  وقرار شد این برنامه را در دو بخش هم زمان انجام دهیم 1- جستجوی غار 2- پیمایش غار تا چاه 18 برای برگزاری مراسم سالگرد دوستان خفته در غار ودوستانی که جان عزیزشان را در این غار از دست دادند ، ویکتوریای کیانی راد عزیز وامیر احمدی که در سال 81 ما را در این دنیا تنها گذاشتند وجسم نازنینشان را در غار پراو ودر آنجا جاودانه شدند . آقای خلیل عبد نکویی از کوهنوردان صاحب نام همدان وسعید امینی از کوهنوردان آزادگان مشهد که با گذاشتن جسمش در این دنیا آزاده شد روحشان شاد ویادشان گرامی باد .
برای هدف کلی که در نظر داشتیم برنامه ریزی های مختلف کردیم
1- اعلام برنامه در وبلاگ باشگاه دماوند که توسط مجید کاشیان انجام شد.
 2- با توجه به اینکه برنامه قرار بود در کرمانشاه انجام شود باید پوستر تهیه می کردیم که نمادی از غارهای کرمانشاه وشهر کرمانشاه را داشته باشد از یوسف سورنی خواستم که این وظیفه را به عهده بگیرد وپوستری با این خواسته تهیه کند
 3- تدارکات ، در برنامه های قبلی با توجه به در دسترس بودن غار مورد نظر تدارکات برنامه عمومی بود وافرادی داوطلب می شدند که غذایی عمومی برای کل جمع تهیه کنند اما در این برنامه تهیه غذا شخصی اعلام شد .
4- مسئول مالی برنامه وبیمه افراد شرکت کننده در برنامه –هادی قباد
5- مسئول روابط عمومی برنامه – جواد نظام دوست وفاطمه واقف .
6- مسئول فنی برنامه – یوسف واقف ویوسف سورنی نیا .

7- حمایت کنندگان مالی ومعنوی برنامه  – سازمان میراث فرهنگی وانجمن کوهنوردان ایران

8-تیم پشتیبانی – مصطفی عباسی از کوهنوردان


گزارش سرپرست برنامه

برای اجرای برنامه 8جلسه گروهی در باشگاه وخانه وفرودگاه برگزار کردیم و همچنین صحبت های طولانی با تلفن  تا به یک جمع بندی کلی برسیم  ، و تا آخرین روز حرکتمان به دلایلی که توضیح می دهم همچنان مشغول تغییرات بودیم که انرژی مضاعفی را از کادر اجرایی گرفت .
متنی توسط مجید کاشیان برای اعلام برنامه در وبلاگ باشگاه ما نوشته شد واین به منزله فراخوان برای جلب افراد علاقه مند بود و همچنین در پشت تریبون باشگاه دماوند که در آن ضمن توضیحی درباره برنامه ایی که قصد اجرایش را داشتیم از اعضاء حاضر در جلسه خواستم که اگر مایل به پشتیبانی از برنامه هستند اعلام موجودیت کنند ، متاسفانه کسی علاقه مند به این کار نبود به نظر میاد وقتی اتفاقی می افته افراد می توانند وقت بگذارند و حجم زیادی از افراد علاقه مند به کمک در محل جمع می شوند تا تاسف خودشان را از حادثه نشان دهند ویا به نقد های کوبنده ونابود کننده بپردازند .
در ضمن افرادی را هم که فکر می کردیم به سایت دسترسی ندارند را با تلفن با خبر کردیم واز آنهادعوت کردیم که در برنامه شرکت کنند.
دومین قدم هماهنگی با غارنوردان کرمانشاهی و در راس آنها یوسف سورنی نیا بود . مسولیت های یوسف به عنوان فرد بومی در منطقه سنگین بود بنابراین باید با افراد دیگری که به فعالیت های غارنوردی می پردازند تماس  می گرفتم ، آقای رضا شهلایی دوست کرمانشاهی و از غارنوردان خوب منطقه قول همکاری داد ولی به دلیل سرپرستی تیمی برای اعزام به برنامه ایی برون مرزی نتوانست در برنامه شرکت کند . آقای نظام دوست که مسئولیت روابط عمومی برنامه را به عهده داشت با هیئت کرمانشاه وآقای پیمان یاوری بعضی از هماهنگی ها را انجام داد. هم زمان با برنامه در کرمانشاه تیمی متشکل از غارنوردان لهستان و فدراسیون کوهنوردی قصد انجام برنامه ایی رادر منطقه شاهو را داشتند که به دلایلی که در گزارش آقای جواد نظام دوست می خوانیم اجرای برنامه اشان به پراو منتقل شد .
با توجه به اینکه سازمان میراث فرهنگی در اکسپدیشن سال 87 کمک های خیلی زیادی به برنامه کرده بود برای بهتر برگزار شدن برنامه و در ضمن پایین آمدن هزینه ها با کمک دوست خوبمان آقای پور حسینی از دفتر آقای کوشا وقتی گرفتیم تا ضمن معرفی کردن برنامه از کمک های این سازمان هم بهرمند شویم .به همراه آقای نظام دوست به دفتر آقای کوشا رفتم و برنامه را به صورت کلی برای ایشان توضیح دادم وقرار بر این شد تا در خواستی را به سازمان بفرستیم وبه این ترتیب لطف دوباره سازمان شامل حالمان شد و باهماهنگی آقای پور حسینی در کرمانشاه کار به روال اداری شروع شد .با فعالیتی که آقای نظام دوست به عنوان مسئول روابط عمومی داشت توانست نظر مساعد هیئت کوهنوردی استان کرمانشاه را برای کمک به این تیم بگیرد.


دوشنبه 20/7/88 و سه شنبه 21/7/88
با توجه به اینکه افراد شرکت کننده در برنامه از شهر های مختلف (تبریز ، مشهد ، بوکان ، کردستان ، اصفهان ) می آمدند ابتدا سر جاده ده چالابه قرار حرکت را گذاشتیم اما طی تماس تلفنی که با آقای نظام دوست داشتم قرار حرکت را به مکانی دیگر یعنی جلوی در هیئت گذاشتیم اما در روز حرکتمان از هیئت زنگ زدند که نمی توانید در آن مکان جمع شوید به علت ترافیکی که ممکن است در آنجا به دلیل تجمع ما واتوبوس پیش بیاید ، برایم معضلی شد چون باید به تمام اعضا تغییر مکان را اطلاع میدادم . شب ساعت 30/20 از تهران حرکت کردیم وساعت 6 صبح به کرمانشاه رسیدیم ودر ترمینال ماندیم وبه کسانی که نتوانسته بودیم تماس بگیریم واحتمال می دادیم در قرار قبلی باشند زنگ زدیم که مورد اعتراض هم قرار گرفتیم .ساعت 6 صبح آقای مراد نژاد(                                                             ) منتظر بود؟ . تا ساعت 8 بسته بندی لوازم فنی طول کشید ، این بارها توسط قاطر به پناهگاه فرستاده شد نیم ساعت بعد تمام اعضاء که در ترمینال جمع شده بودند با اتوبوسی که توسط سازمان میراث هماهنگ شده بود به پای مسیر حرکتمان رفتیم ودر ساعت 8 شب به پنا هگاه رسیدیم ، پناهگاه شلوغ بود ، گروهی از هیئت کوهنوردی استان کرمانشاه به همراه غارنوردان لهستانی در پناهگاه حضور داشتند به نظر می آمد عمده کار تیم لهستان شناسایی منطقه برای فعالیت در سالهای بعد بود ودر ضمن دهانه چند غار کوچک وبزرگ را شناسایی کرده بودند .
بعد از دو ساعت اقامت در پناهگاه جلسه معارفه ایی راگذاشتیم وتوضیح مختصری از کاری که می خواستیم انجام دهیم، بعد از انجام این مراسم از آقای بلاغی که از غارنوردان خوب وباتجربه هستند وبه تازگی از یک برنامه غارنوردی در کشور اتریش آمده بودند وبه همراه تیم لهستانی به شناسایی در منطقه مشغول بودند خواهش کردم تجربه اشان را در اختیار ما بگذارند .
چهار شنبه 22/7/88
ساعت 7 صبح بیدار باش وساعت 30/9 همه جلوی در پناگاه آماده بودند تا کار جستجو را آغاز کنیم ، اعضاء شرکت کننده در برنامه را به سه تیم تقسیم کردیم وقرار براین بود که هر تیمی یک مکان مشخصی که یوسف باتوجه به اشرافش به منطقه مشخص می کند را جستجو کند  ، یک تیم به سرپرستی یوسف واقف ویک تیم به سرپرستی آرش یاسمن پور ویک تیم هم به سرپرستی میثم خوش قدم راهی مناطق مورد نظر شدند که گزارش کار هرکدام از تیمها در پایان این گزارش آمده است ، ساعت پایان کار را ساعت 4 بعد از ظهر وقبل از تاریکی هوا مشخص کردیم . در پایان روز همگی در پناهگاه جمع شدیم وبعد از 2ساعت استراحت نوبت به دادن گزارش برنامه توسط گروه ها شد وهر تیمی کاری را که در مناطق خودشان انجام داده بودند را گزارش دادند ، هر چاه و یا غاری را که پیدا کرده بودند را جی پی اس زده بودند ونقشه غار را هم کشیده بودند وبا توجه به اینکه اکثر اعضاء دوره های اس ار تی ونقشه کشی را در همایش های قبلی دیده بودند مشکلی را در این ارتباط نداشتند وبه خوبی از عهده کار بر امده بودند .
 
پنج شنبه 23/7/88
ساعت 7 صبح همه اعضاء در بیرون پناهگاه آماده بودند ویوسف مکان دیگری را که در زیر قله قط چرمی بود را انتخاب کرد 2 گروه به همراه یوسف سورنی نیا و 2نفر از دوستانش به سمت قله حرکت کردند ویک تیم که کاری نیمه تمام از روز قبل داشت به سمت محل مورد نظر حرکت کرد .
بعد از حدود 2 ساعت کاوش در آن منطقه غاری ویا حفره ایی را پیدا نکردیم و به ناچار به مکان دیگری که احتمال بیشتری می دادیم رفتیم و در برگشت باز هم هر جای دور ونزدیکی که به نظر می آمد ممکن است به نتیجه ایی برسیم را کنکاش می کردیم . دو تیم جستجویی که صبح به سمت قله رفته بودند در حال برگشت به دهانه ایی بر خورد کردند که قابل توجه بود . برای شروع کار در این مکان ابتدا یوسف واقف ومجید کاشیان کلاسی کوتاه در ارتباط با نحوه رول زدن و نقشه کشی در غار گذاشتند وسپس به بررسی غار پرداختیم به نظر می آمد غار قابل توجه ای باشد مکانی را برای رول کوبی انتخاب کردیم و از عوارض طبیعی یک بک آپ گرفتیم وچند نفر وارد غار شدند وچند نفر دیگه مشغول نقشه کشی شدند ، یک ساعت از فرود آنها از غار گذشته بود وخبری از آنها نداشتیم  بنابراین از دو نفر دیگه که آماده بودند خواستم وارد غار بشوند وخبری از افراد بدهند  ،بعد از 15 دقیقه آقای خورشیدی خبر داد مشکلی نیست وبچه ها همه سالم هستند منتهی غار بزرگتر از انتظار ما بود .با خیالی آسوده به بررسی اطراف غار وارتفاعات پرداختم بلکه جای جدیدی را ببینم  با دو ساعت بالا وپایین کردن به نتیجه ای نرسیدم وبه سمت دهانه برگشتم ۀ ساعت از سه گذشته بود واز دوستان داخل غار خبری نبود طبق برنامه باید ساعت 4 به پناهگاه بر می گشتیم . غروب شده و سرد بنابراین تصمیم گرفتم چند نفر از دوستانی که کار نقشه کشی انجام می دادند وکارشان تمام شده بود به پناهگاه بفرستم تا هم نفسی تازه کنند وهم خبر سلامتی ما را بدهند تا دوستان نگران ما نباشند .
حدود ساعت 6 صدای بچه را شنیدم جلوی دهانه غار رفتم ، یکی از بچه ها روی طناب در حال صعود بود وخبر پیدا کردن غاری بزرگ را داد و علاوه بر آن پیدا کردن مقدار زیادی طناب کنجکاو بودم تا ببینم این طناب ها مال چه کسی است واز کجا آمده ! همه از غار خارج شدند و بعد از جمع کردن وسایل راهی پناهگاه شدیم تا خبر های خوبی به دوستانمان بدهیم .
 به پناهگاه که رسیدیم اولین کاری که انجام دادیم  شمارش طنابهایی بود که از غار پیدا کرده بودیم با حضور اعضاء تیم بعد از شمارش برای خشک شدن طنابها انها را از میله های پناهگاه آویزان کردیم .بعد از 2ساعت استراحت وصرف شام جلسه شبانه را در محل پناهگاه تشکیل دادیم  . با خبر شدم تیمی به سرپرستی رئیس هیئت کرمانشاه در پناهگاه حضور دارند فرصت را مقتنم شمردم واز ایشان دعوت کردم تا در جمع ما حضور پیدا کنند تا بتوانیم گزارش کار این چند روزه از فعالیتمان را در پراو ارائه دهیم دعوت من را قبول کردند وبه جمع ما ملحق شدند .

جمعه 24/7/88
صبح زود همه آماده شدند وساعت 7.30 ضمن تمیز کردند پناهگاه و اطراف پناهگاه به سمت دهانه غار پراو رفتیم تا گرامی بداریم یاد دوستان عزیزمان را ، تا ساعت 9 درکنار دوستان آرمیده در غار بودیم وهر کس صحبتی کرد وبعد یک دقیقه سکوت آماده رفتن به پایین شدیم  . در بین راه هم در باره برنامه ای که قرار بود در یک سالن که سازمان میراث فرهنگی در اختیارمان گذاشته بود صحبت می کردیم با توجه به زمان کم ورفتن مهره بسیار موثر برنامه ( آقای نظام دوست که مسئول روابط عمومی برنامه بودند به دلیل مشکلی که برای پسرشان پیش آمده بود روز قبل به تهران برگشتند ) مسئولیت ما برای برگزاری جلسه اختتامیه سنگین شده بود . با پیگیری آقای پیمان یاوری قرار شد اتوبوسی راس ساعت یک درمحل اردوگاه سابق منتظر ما باشد . با کمی تاخیر اتوبوس آمد وکل تیم به همراه چهار نفر از دوستان کرمانشاهی به کرمانشاه رفتیم  .
آقای                               که در برنامه با ما بودند  ما را به منزلشان دعوت کردند در منزل ایشان ضمن ریختن عرق شرم به خاطر لطف زیادشان برای تدارک ناهار وپذیرایی به بررسی مراحل اجرای اختتامیه پرداختیم . دادن گزارش این برنامه به صورت پاور پوینت توسط آرش نقافی  ، گزارش لبنان که توسط بعضی از اعضاء گروه اجرا شده بود و پخش فیلمی که توسط رضا نظام دوست از اکسپدیشن غارنوردی تهیه شده بود وسخنرانی رئیس فدراسیون غارنوردی لهستان که در مورد تشکیلاتشان توضیحاتی را ارائه داد وتقدیر از دوستان وبزرگانی که طی سالها فعالیت در غار پراو توسط غارنوردان همواره کمک رسان وپشتیبان بودند ، مراحل اجرای اختتامیه بود .
اختتامیه با حضور اعضاء برنامه وتعدادی از غارنوردان کرمانشاه واعضاء غارنوردان لهستانی  وتعدادی دیگر از دوستان که لطف داشتند ودر این اختتامیه شرکت کردند به پایان رسید .
به ترمینال رفتیم وتا ساعت حرکتمان در فضای سبز اطراف ترمینال شام خوردیم وبه تهران برگشتیم تا بعد چهار روز در فضای کوهستان بودن ولذت بردن به فضای پر سروصدای شهری بر گردیم وزندگی معمولمان را شروع کنیم .

تدارکات برنامه

 تدارکات برنامه شامل هماهنگ کردن قاطربرای حمل بار که توسط یوسف سورنی نیا وآقای پیمان یاوری انجام شد. تهیه لوازم فنی برنامه شامل طناب وتجهیزات غارنوردی ووسایل نقشه کشی وبیسیم وجی پی اس وغیره که گزارش آن توسط یوسف واقف ارائه خواهد شد .

گزارش مالی چهارمین همایش غارنوردان ایران –کرمانشاه –پراو توسط هادی قباد

تعداد اعضاء شرکت کننده در برنامه -23 نفروهزینه دریافتی برای هر نفر 30000 تومان .
بعد از هماهنگی های لازمه بین اعضاء تیم اجرایی من (هادی قباد) به عنوان مسئول امور مالی برنامه انتخاب شدم وهمچنین مسئولیت بیمه کردن اعضاء تیم به من واگذار شد که به پیشنهاد آقای نظام دوست با آقای عرب ورامین که از اعضای انجمن می باشند ودر یک دفتر بیمه مشغول به کار هستند تماس گرفتم     (09124014298) و با حضور در دفتر ایشان و ارائه مشخصات فردی اعضاء تیم همه اعضاء در طول برنامه بیمه شدند .خدمات این بیمه که بیمه حوادث می باشد شامل تا سقف 54 میلیون تومان پرداخت دیه و2میلیون تومان هزینه درمان می باشد گه هزینه بیمه ی هر نفر برای این مدت حدودا 3500 تومان بود . بعد از رسیدن به کرمانشاه از اعضاء تیم در خواست شد تا بارهای اضافه وابزار فنی خود را جدا کنند ودر گونی ها وکیسه های بار بگذارند تا برای حمل به قاطر سپرده شود .ما در هنگام رفت حدودا 200کیلو گرم بار به 4 قاطر که با هماهنگی در منطقه حضور داشتند سپردیم ودر برگشت نیز حدود 170 کیلو گرم از بار خود را با همان قاطر ها حمل کردیم هزینه بار از پای ماشین تا پناه گاه پراو وبلعکس 280000 تومان شد که 30000 تومان آن برای آوردن آب از چشمه دوزری به پناهگاه پراو پرداخت شد . برای همایش توسط یوسف طراحی وتوسط اقای حمید نبوی چاپ شد که هزینه چاپ آن 18000 تومان شد . مبلغ 30000توان نیز به آقای مجید کاشیان پرداخت شد که برای تهیه ی 70 عدد رول وپیچ هزینه کرده بودند که تعداد 11 عدد از این رول ها وپیچ ها در کرمانشاه استفاده شد وباقی آنها نیز در گروه می ماند ودر برنامه های بعدی از آن استفاده می شود . مبلغ 10000 تومان نیز برای تهیه ی تقدیر نامه وارسال آن به کرمانشاه که در روز اخر انجام شد هزینه گردید .از خانم فاطمه واقف که برای تهیه وارسال این تقدیر نامه ها زحمت زیادی کشیدند تشکر وقدر دانی می کنیم .مبلغ  5000تومان هزینه پیک برای ارسال ابزار فنی هزینه شد و همچنین مبلغ  43000تومان حق استهلاک ابزار فنی گروهی به انبار باشگاه پرداخت شد که صورت ریز ان در گزارش فنی قید می شود . مبلغ دریافتی از اعضای تیم 690000تومان می باشد .
جمع هزینه های انجام شده 475000تومان می باشد به جزء لوازم مفقود شده در برنامه .
باقی مانده 215000 تومان می باشد .

گزارش یوسف واقف یوسف سورنی نیا –مسئولین فنی برنامه
گزارش جواد نظام دوست و فاطمه واقف -مسئولین روابط عمومی برنامه
گزارش سرپرستان درون گروهی در تقسیمات مناطق مورد جستجو
میثم خوش قدم
آرش یاسمن پور
یوسف واقف






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 مرداد‌ماه سال 1390 توسط مهدی لگزیان
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک